تبليغاتX
ژورنالیست بی قلم
ژورنالیست بی قلم

!...چه بی تابانه

چشمهایش را بست.......با خودش فکر می کرد.گاه گاهی چشمانش را باز میکرد

و به اطراف خیره می شد.یک استکان خالی.....یک چراغ خاموش و یک مشت کاغذ

مچاله شده....خسته می شد و دوباره چشمانش را می بست.باید فکر می کرد.

این بهترین کار بود.

دلش تنگ بود؟؟؟

نه!!!

خسته بود؟؟؟

خسته..او خسته بود.وقتی چشمانش را می بست خودش را در دنیای خودش تنها می

دید....تنها....تنهای تنها.....خوشحال می شد و در جاده تنهای خودش می راند.

صدای در......

چه کسی خلوت او را بر هم زده است؟

نه.....خیالات است!!!

دوباره صدای در.....و اینبار باور می کند که خیالات نیست.چشمانش را باز می کند

دوباره همان تصویر همیشگی......سعی می کند با چشمهای نیمه باز تا جلوی در برود....در باز می شود...

هیچکس نیست....در را می بندد...

خیالات بود....

عقربه ها ی ساعت نشان میدهد که چند ساعت از نیمه شب گذشته....

اما انگار نه انگار....

چند وقتی است که حتی خواب به چشمانش نمی آید.خواب این تنها فرصت مردن در عین زندگی و نبودن در عین بودن.

اما اینبار می خواهد با خواب آشتی کند.روی همان کاناپه قدیمی گوشه اتاق ولو

می شود.....کلنجار برای مردن..یک ساعت گذشت....اما از خواب خبری نبود.....

یادش می آید خدا بیامرز مادرش می گفت:هر وقت خوابت نبرد سعی کن ستاره ها یا گوسفند ها و بزها را بشماری.

یک ....دو ....سه...چهار...

نه....او هیچ ستاره ای نمی دید....هیچ ستاره ای نداشت که بشمارد.

بهتر بود برود سراغ گوسفندها و بزها.....این بهتر بود!!!!!

تعداد آنها بیشتر بود....او هر روز آنها را اطراف خود می دید......یک....دو....سه...چهار

....پنچ....شش.....هفت.....هشت.....نه..............شب به خیر

 

                                                                                           ادامه دارد

نوشته شده در 85/02/25ساعت 14 توسط بی قلم| |
استرس...دلهره....ترس....اراده....تصمیم......تلاش.....کوشش......جون کندن و زمین خوردن.

بلند شدن.....دوباره امید.....آینده.....فکر......اراده....تصمیم.......و دوباره جون کندن...و اینبار افتادن...

....افتادن و سقوط کردن......و نرسیدن به ته دره.........

دوباره بلند شدن.....

بلند شدن برای آینده........

امید برای آینده.......................

و آینده برای من..............................

نوشته شده در 85/02/18ساعت 12 توسط بی قلم| |

این روز ها بحث برخورد با بد حجابی یا بی حجابی توی ایران خیلی داغ شده ومعمولا هر روز توی

روزنامه ها و صدا و سیما در مورد این مسئله بحث میشه.من هم بد ندیدم که در این مورد یه مطلب

بنویسم.همینجا از همه دوستای عزیزم می خوام نظرشون رو در این مورد بگن.....

اکثر ما به آزادی اندیشه اعتقاد داریم...

اگر هم نداریم اینجوری وانمود میکنیم که داریم......

چند روز پیش شنیدم که قراره که از چند روز آینده به تور جدی و خشن با بی حجابی توی خیابونا

برخورد بشه.یه خورده ترسیدم.......یاده اون موقع افتادم که نیروهای کمیته توی خیابونا بودن و....

ولی دیشب خودم شنیدم که احمدی نژاد گفت :اصلا از این خبرا نیست...

خیالم راحت شد.

ولی واقعا باید چی کار کرد...خواسته یا نا خواسته هنجارهای جامعه ایران داره عوض میشه.....

ما خودمون مقصر هستیم....بازم میگم جامعه ما ظرفیت پذیرش کلمه آزادی رو نداشت و نداره...

باید قبول کرد که آزادی توی کشور ما بد معنی شد......شاید هم عمدا بد معنیش کردن.....این کار

باعث شد که دیگه خیلی ها دغدغه جوون ها رو نداشته باشن و راحت به کارشون برسن.

برخورد فیزیکی هیچ اثری نداره...و اوضاع رو بدتر میکنه.ما باید سعی کنیم به همه اعضای جامعه

بفهمونیم که اونا فقط چند کارایی مشخص ندارن....و فقط به فکر تقویت اون استعدادها نباشن....

یه عضو یه مجموعه با خیلی کارای دیگه میتونه انگشت نما بشه......لطفا بی خیال آزادی...

لطفا اینجا روشنفکر نباشید.....ما خودمون هستیم خیالتون راحت......

 

SHOOTLOG

اول قهرمانی استقلال رو به همه استقلالیها تبریک میگم....

این قهرمانی خیلی چسبید.....خیلی..... حتی بیشتر از (.....)

دلم واسه بچه های تیم پاس کلی سوخت...حیف اینهمه پول...

راستی تبانی یعنی چی؟

اصلا تبانی چه نسبتی با گاو بندی داره؟؟؟؟

دلم میخواد اون آقای رئیس یه خورده حرف بزنه.....

همونی که از ۴ هفته پیش قول قهرمانی داد....چی شد؟

کی زیر حرفش زد؟

زیاد فکرشو نکن ......همین یه بار که رفتید آسیا بسه.....

برو به فکر عدالت محوری باش .

آفرین پسر خوب.

هنوزم به قهرمانی امید دارم......صدای نفسهای روسونری رو می شنوید؟؟؟؟؟

پس کی چهار شنبه میشه؟؟؟؟

و یه جمله فیلسوفانه که تو دلم مونده بود و دوست داشتم یه جا خرجش کنم:

یه خر آدمو ماچ کنه بهتر از اینکه یه ماچ آدمو خر کنه!

نوشته شده در 85/02/04ساعت 15 توسط بی قلم| |


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد