!...چه بی تابانه
بازم متاسفانه ما توی کشوری زندگی میکنیم که به راحتی با آبروی آدم ها بازی می کنن و فرقی نمیکنه که این شخص بازیگر باشه یا ورزشکار...به طوری که به راحتی ادامه زندگی رو واسه اون شخص نا ممکن میکنه. و در ادامه همون تاسف ها متاسفانه ایرانی جماعت دارای بیشترین استعداد در شایعه پراکنی و شایعه سازی و حتی باروری شایعه هستن و به راحتی از یه کوه کاه میسازه ..در همین راستا شایعه خود کشی بازیگر سریال نرگس به روزنامه های ایران هم کشیده شد و روزنامه ها هم به این شایعه دامن زدن و متاسفانه باعث آبروی یه بازیگر محجوب شد. متاسفانه اینجا ها تکنولوژی و دهکده جهانی معروف هم به کمک شایعه ساز ها و افراد سود جو میاد. بطوریکه همین الان بیشترین میزان سرچ در گوگل به این قضیه مربوط میشه... بگذریم...متاسفانه کاری غیر از این نمی تونم بکنم. اما اصل موضوع جامعه ما فرهنگ استفاده از تکنولوژی رو نداره ...الان توی تمام دنیا از موبایل های دروبین دار و دوربین های دیجیتال استفاده میشه و هیچ وقت همچین مشکلاتی بوجود نمیاد... متاسفانه در ایران هم از همین دوربین های موبایل دار استفاده میشه ...نه استفاده نه...سو استفاده میشه..و همچین مشکلاتی بوجود میاد.. طرف امشب جشن ازدواج میگیره فردا فیلم عروسیش رو از کنار خیابون میکس شده تحویل میگیره.. الان به راحتی فیلم های خصوصی افراد به راحتی برای شما قابل دسترسیه.. طرف از عملیات تخلیه بینی نازنینش هم فیلم میگیره...و بعد همین فیلم رو با افتخار برای دوستاش میفرسته.. متاسفانه در این مورد هم حرف زیاده ولی فایده نداره موج خروشان تکنولوژی هر روز خروشان تر میشه.....کاشکی میشد یه طوری فرهنگ استفاده از این تکنولوژی رو می دزدیدیم. بسه دیگه خسته شدم .آخر سر هم بگم که خیلی به حال این بازیگر محترم تاسف خوردم اون تقاص یه تشابه ناخواسته رو میده...فراموش نکنید ما مهد تمدن و فرهنگ بودیم.
خودتون نوشته هاي خانوم امير ابراهيمي يا همون زهره دختر شوكت تو فيلم نرگس رو بخونين ... پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني. گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سكوتم دليل اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست. شايد اين يك شكايت است براي زهره شوكت و يا من مسوولي هستم با نام" زهرا اميرابراهيمي" براي دفاع از آن چه كه حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ حرمت يك انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يك جامعه. آن چه با عنوان هاي مختلف مثلاً فيلم غير اخلاقي زهره شوكت از نيمه ماه مبارك رمضان جزو تنقلات روي كرسي برخي محافل همكاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است ، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در جهت رشد. همه ما مي دانيم كه عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت. خشونتي كه حتي مي توانيم با دست خودمان زهره شوكت را به خودكشي واداريم و يا اعدام و شايد هم بدتر... كساني كه با اين بي پروايي از بي حرمت كردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت خودشان را با دست خود ، زودتر كشته اند. بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تكذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد. انسانها ، متمدنين ، روشنفكران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري نخواهم بود كه شايعات و اكاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود. بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل كرديم. از ما كه گذشت ، اما سوال اين است ؛ اگر هتك حرمت هايي نه براي آدمي كه مي شناسيد ، نه براي مثلاً زهره شوكت ، كه براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بكنيم؟ - بني آدم اعضاي يك پيكرند و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يك لحظه .... آبان 1385
نور كافي نيست ؛ اما هنوز مي توان تجربه تلخي را با كساني كه آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاكستري شهر ماست تقسيم كرد.
شايد اين شرح يك تجربه است. 
آري ؛ اين قدرت ، قدرت جمعي ِ برخي از همكاران و همنوعان عزيزي است كه به بي عدالتي و خشونت تبديل شد.
پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل كشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان : هموطنان ، همكاران ، روزنامه عزيز ؛ زهرا اميرابراهيمي ( هنرپيشه مذكور به قول شما ) كه گويا تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فيلم غير اخلاقي كه در ماه مبارك رمضان دست به دست از نظرتان مي گذشت ( و تا كنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت كامل به سر مي برد و خوشبختانه دليلي كافي براي خودكشي پيدا نكرده است و من زنده هستم ... هنوز.
نجابت برخي هموطنان را كه چه عرض كنم ... اما هميشه خدا را سپاس. ماه پشت ابر نمي ماند.
جاي آن است كه تشكر و قدرداني كافي از توجه و پيگيري مستمر مسوولين قانون براي حفاظت از محارم و حيثيت و تكذيب اين شايعه بنمايم.
بعضي وقتها بد نيست كه خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم كه هر روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم كه در خلوتش و خودم را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خودكشي جگرگوشه اش ممكن است همان لحظه قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم كه شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع كند ...
گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد كه درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم ثيقل دهم.
از ما كه گذشت ....
ايستاديم ،
بي پروا ، مي روم و مي تازم در مرز بي خوابي و رويا ،
در محمل ريا ، چنان مي روم كه گويي نه پسي دارم و نه پيش و ، چه شگفت !
اين ريا ديگران با من همواره همراه و هم پايند
باور كرده اندكه حقيقت بيش از اين رياي من نيست
چگونه برهانم آنان را زين خيال اين تَوَهُم
تنها فغان من است
دلشان مي شكند! اگر بگويي
ببنديد چشمان بي شرمتان را! حوصله شان سر مي رود!
اگر بگويم باز نكنيد زبانتان را حتي براي دلسوزي من
كه آن من ، خود هيچ است و اين هيچ ، پر شده است از من
و در نهايت اين من ِ من است كه مي نماياند خود را
براي هيچ و اين من ،
تنها زهرا هزاران تكه شده است براي شما
زهرا امیر ابراهیمی
براي حمايت از زهرا اينجا را كليك كنيد
متاسفانه این روز ها توی ایران یه سی دی منتسب به یه بازیگرتلویزیون بدجوری سروصدا کرده.احتمالا شما هم این فیلم رو دیدین یا لااقل در مورد اون چیزی شنیدید.
نوشته شده در 85/08/17ساعت
15 توسط بی قلم| |

