تبليغاتX
ژورنالیست بی قلم
ژورنالیست بی قلم

!...چه بی تابانه

آخرین

تا حالا فکر کردین ما آدم ها چقدر به این کلمه علاقه داریم؟

زیاد فکر نکنید خودم میگم

تا حالا شده توی آخرین روز ثبت نام واسه یه چیزی ثبت نام کنید؟

مطمئنا جواب خیلی ها مثبته مثلا توی کنکور ۷۰ درصد داوطلب ها توی آخرین روزها ثبت نام میکنن.

این موضوع به همین جا ختم نمیشه خیلی جاهای دیگه هم همین اتفاق می افته مثلا همین امتحان های پایان ترم که الان خیلی ها در گیر اون هستن معمولا تا آخرین لحظات جزوه ها وکتاب ها حتی تهیه هم نشده چه برسه به اینکه خونده شده باشه دیگه الان یقین دارم که شما هم با من موافقید.اما خب اگه می خواین بحث رو بازتر میکنیم و میبینیم که این قضیه خیلی جاهای دیگه هم دیده میشه مثلا ما آدم ها وقتی کسی رو دوست داریم و بهش علاقه داریم سعی میکنیم این قضیه رو به طرف نگیم تا یه موقع که بفهمیم که آخرین فرصته و اگه بهش نگیم دیگه هیچ وقت نمی تونیم بهش بگیم اصلا این قضیه از بچه گی با ما هست از اونجا که همیشه بعد از برگشتن از مهمونی مشق های مدرسه رو می نوشتیم و یا اینکه یه زمانی که خورده کوچیکتر بودیم و از لاستیکی استفاده می کردیم زمانی که متوجه میشدیم زمان تعویضه از فرصت استفاده میکردیم و حسابی خودمون رو خالی میکردیم (نگو چقدر بی ادبه)

اما شاید ملموس ترین مثالی که بتونم بزنم اینه که تا حالا سابقه داشته قبض تلفن مخصوصا موبایل رو توی روز های اولیه پرداخت کنید؟معمولا وقتی قبض رو میگیریم اولین قسمتی که نظرمون رو جلب میکنه مهلت پرداخته که دوست داریم اون روز هیچ وقت نرسه.

دیگه الان مطمئن شدم که قبول کردین که حرف من درسته(حالا اگه قبول نکردین بگین تا به صورت خصوصی در این مورد با شما صحبت کنم و شما رو متقاعد کنم)

اگه تا حالا با من موافقی اینجا رو بخون

در راستای  علاقه شدید به این کلمه معمولا در جواب این سوال که اگه امروز آخرین روز زندگی شما باشه چه کار هایی میکنید ؟معمولا از دیدگاه انسانهای فرشته صفت جواب سوال رو میدیم.کاش هر روز آخرین روز زندگی ما بود ...

یه خورده نصیحت

/فکر کنید هر روز جدید آخرین روز زندگی قدیمیه شماست لطفا سعی کنید دل کسی رو نشکنید/


پری دریایی

همیشه توی قصه های بچه گیم وقتی شخصیت محبوب من توی مسیر داستان به مشکل برمی خورد و دستش از همه جا کوتاه بود منتظر اومدن پری دریایی بودم منتظر بودم تا یه پری دریایی بیاد و همه مشکل های شخصیت محبوب من رو حل کنه حتی اگه حل نمی کنه سنگ صبورش بشه...اگه هم نمی اومد خودم آخر داستان رو توی صفحه آخر کتاب می نوشتم و پری دریایی رو می آوردم...

پری دریایی من اومده...ولی تا آخر عمرم نمی بینمش


نوشته شده در 85/10/27ساعت 22 توسط بی قلم| |
 

 بعضی وقت ها بعضی چیزا بعضی جاهای آدم رو بدجوری می سوزونه...

حالا دیگه اینکه" بعضی چیزا" چیه و بعضی" جا ها کجاست " ...بمونه واسه بعد


اینقدر سوژه دارم که نمی دونم کدوم رو بنویسم ...

ولی یه ابر اتفاق داره توی زندگی من میفته که اگه بیافته خیلی چیزا عوض میشه حتی زاویه دید من...


ضمنا من یه عذر خواهی به ساناز خانم بدهکارم چون یه خورده دیر پست مربوط به اون بازی رو زدم...

ضمنا مرسی به خاطر اینکه منو به بازی دعوت کردین...در مورد ایمان هم فکر کنم که با شنیدن " احضار روح "منو بشناسه...

اما من...

  1. من فکر می کنم شناخت من از خودم اندازه یه کتابه(کتاب کوچولو) ولی خب همه اون مطالب رو نمی تونم اینجا بگم چون یه خورده بحث ناموسی میشه ضمنا حیف که نمیشه دروغ گفت...راستی من چند وقت پیش توی  کلوب  متولدین آبان یه بحث به اسم"یه انتقاد از خودم به خودم" توی یه تاپیک گذاشتم که نسبتا نتیجه خوبی داشت و من انتقاد های اعضای اون کلوب رو نسبت به خودم برای معرفی خودم اینجا میزارم...
  2.  
    يه کوچولو زبان تندي داره که اينم از خصوصيات آبانيهاست
    انگاري يه خرده زود عصباني ميشه
     
  3. زود قصاوت ميکنه
  4. يه کم خشکه همين و بس
  5. كمي مغرور 
  6. کمی زود نتیجه گیری میکنن و می خوان زود به نتیجه برسن
  7. این موارد بالا نظر بقیه بود اما نظر خودم اینه که من مغرور /حساس/ احساساتی/ برون و درون گرا همراه با هم/
  8. فکر میکنم کافی باشه دیگه ...ضمنا همه میدونن استقلالی و فوتبالی هم هستم و البته عاشق سینما(در حد یه بیننده ) و موسیقی(خصوصا سه تار علی الخصوص آهنگ نوبهار آرزو)
  9. و خیلی موارد دیگه که از گفتن آنها به دلیل مسائل امنیتی  معذورم...

در کل من خوبم...شما چطوری؟


اگه از دوستای محترم کسی دعوت نامه کلوب رو خواست بگه تا واسش بفرستم///


فیلم اعدام صدام


نوشته شده در 85/10/11ساعت 22 توسط بی قلم| |


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد