تبليغاتX
ژورنالیست بی قلم
ژورنالیست بی قلم

!...چه بی تابانه

 

"حیفه که وسط داستان باشی ولی پایانش نباشی" 


                        تکاوری با جوراب "پاریزین"                        

به زودی در همین مکان افتتاح می شود

مجموعه داستانهای کوتاه

پاورقی جدید ژورنالیست بی قلم


نوشته شده در 86/07/21ساعت 10 توسط بی قلم| |
 

سينلام...

اول بگم که از عنوان این پست کسی حق برداشت سیاسی نداره...به من چه که هفته گذشته یه نفر گفته وان دقیقه؟؟

من از بچه گی دوست داشتم یه پست بزنم که اسمش وان دقیقه باشه..

اصلا" مگه وان دقیقه چه مشکلی داره؟

بگو دیگه!

وان که یعنی یک...

دقیقه هم که یعنی min...

پس مشکل کجاست؟

اصلا این همون گفتگوی تمدن هاست دیگه...ما برای راحت تر شدن گفتگوی تمدن ها زبانها رو با هم ادغام می کنیم و با هم گفتگو می کنیم...از این بهتر؟

مثلا اگه یه روز یه نفر بره دانشگاه کلمبیای ترکیه (..for ex)میگه ایکی min.

مشکلی هست؟


 

اما در مورد پست قبلی:

اول ممنون به خاطر اینکه گهگاهی سرکی به من می زنید و با لنگه کفش هاتون منو مورد نوازش قرار می دید.البته جسارت نشه نظر های شما خیلی باارزش تر از لنگه کفشه...ولی خب می تونه در حکم لنگه کفشی باشه که برای دعوت به سکوت پرتاب میشه...

نکته پست قبلی این بود که  فرق بزرگتر ها و كوچيكتر ها اينه كه بچه ها به چيزايي دست مي زنن كه نبايد دست بزنن يعني اول دست ميزنن و بعد ميفهمن كه نبايد دست ميزدن يعني آگاهي بعد از عمل حاصل شده ولي بزرگتر ها به چيزايي كه نبايد دست بزنن دست ميزنن يعني با آگاهي دست به اشتباه ميزنن...همينطور در مورد بقيه موارد هم ميشه تفسير كرد...نميدونم چند نفر به منظورم پي بردن ولي من واسه اون يه نفري كه احيانا" متوجه منظور من نشد گفتم...

چقدر حرف زدم من...


راستي ربط وان دقيقه به اين پست چي بود؟

اين پست فقط دو لنگه كفش مي خواهد


 

 

نوشته شده در 86/07/11ساعت 10 توسط بی قلم| |


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد