تبليغاتX
ژورنالیست بی قلم
ژورنالیست بی قلم

!...چه بی تابانه

خاتمی باید برگردد

اصلاحات باید برگردد

جامعه امروز باید اصلاح شود

جامعه امروز ایران حاصل اصلاحات نافرجام و بی موقع است.ضعف فرهنگی سال های گذشته به بی فرهنگی تبدیل شد.

کج هنجاری به بی هنجار مبدل شد.

خاتمی باید برگردد

 خاتمی به  من بدهکار است

خاتمی به آزادی بدهکار است.

او باید بیاید و برایمان معنی تازه بگوید...باید حرف های نگفته و نیمه تمام را بزند

او باید آزادی رو دوباره معنی کند

آزادی بی ولنگاری

آزادی با حجاب

آزادی با قلم

آزادی با حرف بی پرده

آزادی با جرات

آزادی عقل پسند

نه آزادی جوان پسند

نه آزادی دختر و پسر هورا کش و کف زن

ما کف زدن جیغ سوت و هورا زیاد دیدیم

ولی آزادی ندیدیم

...

او هم اشتباه می کرد او هم اشتباه کرد

اما باید برگردد به حق خون به ناحق ریخته هم کلاسی هایم باید برگردد

باید که برگردد...


توی مطلب قبلی یه صدایی به گوشم رسید ولی مفهوم نبود...

منو از چیزی نترسون که با شنیدنش جون می گیرم.


نوشته شده در 87/07/25ساعت 22 توسط بی قلم| |
سلام

امروز بعد از حدود ۱۸ ماه می خوام راحت بنویسم راحت تر از همیشه...

من به کارخونه انسان سازی رفتم و برگشتم.نمی دونم چقدر تاثیر داشت من آدم شدم یا نه؟

اصلا باید می شدم یا نه؟

فقط حس می کنم هیچ چیزی با قبل از رفتنم عوض نشده.

چرا یه چیزایی عوض شده

 خودم حس می کنم خیلی شکسته شدم...از نظر فکری و شخصیتی هم خیلی بیشتر احساس کهنه

 گی بهم دست داده...

این از این..

از یه نفر هم باید یه تشکر مخصوص بکنم:

از پری دریایی که قبلا گفته بودم هم تشکر می کنم که تو این مدت همیشه کنارم بود و بودنش رو با همه وجود حس می کردم با اینکه نمی دیدمش اما وجودش ملموس بود هر چند که دیگه....

بگذریم...

راجع به تکاوری با جوراب پاریزین چیزی خاطرتون هست؟

اون مجموعه که تقریبا آماده هم هست به احترام یکی از دوستام(حیف که مهدی طرفدار سپاهانه) که توی اون مجموعه مشغول به فعالیته که من می خواستم به نقد و طنز بکشمش به صندوق خونه نوشته هام اضافه میشه...

اگه متن روان نیست دوباره می گم

به احترام دوستم مهدی که اونجا کار می کنه من اونجا رو به طنز و نقد نمی کشم با چاپ و نشر بلاگیه تکاوری با جوراب ...

می خواین دوباره بگم منظورم چیه؟

آها گرفتین دیگه...

خب خدا رو شکر

با زم بگذریم؟

می گذریم

از این به بعد قصد دارم خیلی بنویسم ...به اندازه یکسال ننوشتن و فکر نکردن می نویسم و فکر می کنم باید به خودم ثابت بکنم که همون آدم سابقم...به همه هم کار دارم به همه هم گیر می دم...از هیچی و هیچ کس هم نمی ترسم..سو سابقه یعنی چی؟کشک چی؟نفت چی؟برق چی؟گاز کی؟..

بسم الله...

راستی ...(هر کی گفت چفیه چی شد؟ یه جایزه داره)

نوشته شده در 87/07/16ساعت 21 توسط بی قلم| |


سايت لينك باكس - بازديد خود را چند برابر کنيد