!...چه بی تابانه
با یه فرض شروع می کنم.خودتون رو توی این موقعیت فرضی قرار بدین .شما توی یه شرکت کار می کنید که ده دوازده تا همکار دارین. کار شما با همکارای محترمتون هم هیچ ارتباطی نداره و از استقلال کاری و مسئولیت برخوردارید.حالا اگه تو ذهن شما این تصور باشه که "چند تا از این همکار ها دشمن خونی شما هستن و منتظرن تا زیر پای شما رو خالی بکنن" و با این تصور تمام ذهنیت های خودتون رو پرورش بدین چه اتفاقی در انتظار شماست؟ شما تمرکز کافی روی مسایل کاری و حتی شخصی خودتون نخواهید داشت و مدام در فکر توطئه ی اون افراد هستین .نتیجه این عدم تمرکز افت راندمان کاری شماست و مشکلات بیشمار در پی... این ربطش به موضوع چیه؟ حالا میگم یه عمر داریم تو کشورمون هر بحثی رو به اونور مرزها گسیل می دیم و تمرکز رو از روی خودمون برمی داریم آیا واقعا همه ی کشور های دنیا نشستن ببینن ما چیکار می کنیم؟ اگه جواب مثبت هست دلیل این تمرکز روی ایران چیه؟ موقعیت جغرافیایی و حیاتی ایران؟ مگه این همه کشور با موقعیت های حیاتی توی دنیا نیست ؟ چرا اون کشور ها همچین مشکلاتی ندارن؟ دین اسلام؟ این همه کشور غربی و شرقی مسلمان هستن چرا همچین تمرکزی روی اون ها نیست؟ نخیر ! مشکل جای دیگه ست! جای دیگه که نه! مشکل همین جاست. اصولا دوست داشتن های ما آدم بزرگ ها هم مثل خودمون رنگ کهنه گی به خودش می گیره.شما هر چقدر هم جذاب باشید واسه دوست داشته شدن بازم خسته کننده میشید.این دست من و شما نیست. طبیعت آدم ها همینه. اصولا اگه تا از عدم وجود چیزی یا کسی به خودمون نیایم زیر خاک هم به خودمون نمی یایم. و اینه طبیعت ما آدم ها ! چه طبیعت کثیفی! هر چی که راجع به عشق و دوست داشتن شنیدید و یا مطرح شده فقط در مقابل هجر تعریف پذیره در صورتی که همچین کلمه های مزخرفی در مقابل وصال تاریخ مصرف داره و حتی از شیر پاستوریزه هم زود تر فاسد میشه. میگی نه؟ امتحان کن! می گفت: فقط یک سر سوزن شعور سیاسی لازم بود تا از مناظره ی
موسوی و احمدی نزاد( یا مخفف اسم ایشون الف و نون)راه خود را انتخاب
کنیم ما محکوم شکنجه ئی مضاعف ایم: اینجا همه چیز خوب است و ما هم خوبیم !!! اما تو باور مکن... اصلاحات باید برگردد جامعه امروز باید اصلاح شود جامعه امروز ایران حاصل اصلاحات نافرجام و بی موقع است. ضعف فرهنگی سال های گذشته به بی فرهنگی تبدیل شد. کج هنجاری به بی هنجاری مبدل شد. خاتمی که نشد اما اصلاحات باید برگردد اصلاحات به من بدهکار است اصلاحات به آزادی بدهکار است. او باید بیاید و برایمان معنی تازه بگوید...باید حرف های نگفته و نیمه تمام را بزند او باید آزادی رو دوباره معنی کند آزادی بی ولنگاری آزادی با حجاب آزادی با قلم آزادی با حرف بی پرده آزادی با جرات آزادی عقل پسند نه آزادی جوان پسند نه آزادی دختر و پسر هورا کش و کف زن ما کف زدن جیغ سوت و هورا زیاد دیدیم ولی آزادی ندیدیم ... اصلاحات باید برگردد به حق خون به ناحق ریخته هم کلاسی هایم باید که برگردد...
در قرآن می خوانیم:
گفتم: اگر عده ای نداشتند
گفت: باید در حماقت خود غوطه ور باشند و از آن به این سو و آن سو پرتاب کنند
گفتم: گناه سایرین چیست؟
گفت: جبر جغرافیایی و جبر فیزیکی
گفتم: دردی بدتر هم نفس بودن با همچین موجوداتی نیست
گفت:
درد بدتر هم کلام شدن با آنها ست و شنیدن مغلطه های آنها, علیرغم اینکه سر
کوفت شده اند و به شدت از حرف های خود پشیمانند مانند بچه های دو سه ساله
لجبازی می کنند و دم از پیروزی عقایدشان می زنند
گفتم: گاهی پذیرفتن شکست یک پیروزیست
گفت: کسی که از عدم و نبود موارد حیاتی جهت تفکر انسانی و مدنی رنج می برد نمی تواند بپذیرد...(یعنی پذیرش ندارد)
.
.
.
و این چنین
در میان شما زیستن
با شما زیستن
که به اشتباه دیری دوستارتان بوده ایم.
1-ضمیر شما اشاره به همان آنها دارد
2- شعر فوق از شاملوی عزیز هست که بنا به شرایط مکانی و زمانی تغییراتی رو به چشم دید
اون گاو فاحشه که یادتون هست؟ (توجه بکنید که دیگه این گاو فاحشه نیست )
درسته ! همین گاوه که این پایین می بینید!
( البته این عکس مربوط به زمان قبل از اونجوری یا اینجوری شدنه ایشونه)
هر چند از قیافه ی ایشون هم معلومه که عکس قدیمیه!
چون تیپ یا به قول معروف تریپ ایشون جواد تشریف داشته اونم از نوعه خیابانی...
دماغ مبارک ایشون هم هیچ نوع عملیات تخریبی و ساخت و سازی به چشم ندیده بود اون زمان!
اندر حکایت های این گاو باید بگم که اگه از داستان های تکراری و تکرار مکررات بگذریم در انتها :
به علت اشتیاق بیش از حد ایشون به زایمان های طبیعی و غیر طبیعی تمام اعضا و جوارح مربوط و نامربوط
ایشون از هم گسست.
و بالاخره
این گاو نه چندان عزیز مرد بس که زائید!
حالا اینکه چه می کشند این گاو ها و گوساله های مربوط و نا مربوط به بنده مربوط نیست!؟
این
پست فقط جهت اطلاع عزیزان و خصوصا گوساله های همسایه کناری درج می شود و
هیچ ارزش فرهنگی , هنری,سیاسی و از این دست چیزا ندارد.
ضمنا" اگه از داستان سر در نمیارید به پست این گاو فاحشه سرک بکشید.
راستی روبان سیاه نداشتم بکشم بالای عکسش هر چند که لایق روبان هم نبود این گاو(چشمک)
الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم
نوشته شده در 88/03/30ساعت
23 توسط بی قلم| |
نوشته شده در 88/03/29ساعت
14 توسط بی قلم| |
نوشته شده در 88/03/27ساعت
14 توسط بی قلم| |
نوشته شده در 88/03/15ساعت
17 توسط بی قلم| |
سلام!
نوشته شده در 88/03/14ساعت
22 توسط بی قلم| |
باید که برگردی!
نوشته شده در 88/03/01ساعت
20 توسط بی قلم| |
به امید سلامتی گاوهای شما
مثلا زیر نویسش :
نوشته شده در 88/03/01ساعت
12 توسط بی قلم| |

