اينقدر حسرت و عقده حرف زدن و نوشتن دارم كه فكر نمي كنم به اين زودي ها اينجا رو به حال خودش رها بكنم.هر چي كه به ذهنم برسه اينجا مي نويسم.شما هم اگه اينجا اومدين و قدم روي چشم من گذاشتين لطف كنيد يا كامنت نزارين و يا اگه خواستين اين كار رو بكنيد نظر محترمتون راجع به نوشته هاي من باشه و نه اينكه بازاريابي بلاگي بكنيد چون متاسفانه حس خوبي به اين كامنت ها ندارم و سعادت اينرو از دست ميدم كه به بلاگ اين دوستان سر بزنم و شرمنده مي شم///
"اما لنگه کفش" نظرات شما خیلی مهم و گرانبها هستن اما این اصطلاح طنز در جهت تقابل حرف های من و عکس العمل خواننده های بلاگه و قصد بی احترامی و بی ارزش کردن نظرات شما نیست.پس لطفا لنگه کفش ها رو آروم تر به سوی تریبون پرتاب کنید.
یادم رفت بگم که
"معتقد به دین و مکتب بر پایه ی: مهر ورزی برابری و آزاده گی